فصل ششم

     در  طول  ششمين  فصل  كاوش  در سال 1374  هيات  توانست  علاوه  بر  شناسايي  5  معبر  از  معابر شهر به موفقيت ديگري دست يابد. درفاصله 40 متري شرق كارگاه مركزي و در امتداد معبر شماره 2 ، كارگاه شرقي مورد كاوش قرار گرفت .

        در شبكه   AX43-44/ AX42-44/ AY 42-44 اين كارگاه آثار توده خشتي ديده شد به طوريكه تمام محوطه را تقريبا" مي پوشاند.  در داخل اين توده خشتي آثار فضاهاي توپر كه با خاك رس پرشده بود مشاهده مي شد كه با وجود اختلافاتي كه در وضع خشتها مشهود بود نشان از وجود حداقل دو دوره متفاوت معماري بود. به  عبارت  ديگر  به  نظر مي رسد كه در دوره اول در درون  توده  خشتي  مكشوفه فضا  يا  فضاهاي  تو  خالي  وجود داشت  و  در دوره  دوم  اين فضاها  پر شده  است . اما اين توده خشتي كه به عرض 21  متر و  طول  باقيمانده  25  متر  و  در  جهت  شمال غربي – جنوب شرقي  احداث  شده متاسفانه قسمتهاي شمال غربي  و  جنوب شرقي  آن  بكلي  تخريب شده است .  در  عمق  5  متري آثار پي به صورت قلوه سنگ ديده مي شد ,  زير پي به ارتفاع حدود 2 متر خاك رس قرارداشت هنوز روشن نيست كه آيا در زير لايه  ضخيم  خاك رس نيز لايه ها  يا  طبقات  باستاني يا غير باستاني وجود دارد يا نه اما آنچه كه قابل ذكر است اينكه سازندگان توده خشتي با استفاده از لايه خاك رس و قلوه سنگ نسبت به احداث فضاي معماري مورد نظر خود اقدام نموده اند . اما سئوال براي باستان شناسان اين بود كه اثر معماري مكشوفه چيست ؟ متاسفانه محدوده شمال غربي و جنوب شرقي هيچگونه اثري به دليل تخريب زياده از حد جهت شناسايي كاربرد آن ارائه نمي داد . با حفاري  در محدوده  غربي  آن ،  نه تنها بدنه توده خشتي كه با خشتهاي  كوچك به ابعاد  12*24*24  سانتي متر وجود داشت نمايان شد بلكه وجود يك جوي آب انتها ،  يا ابتداي معبر شماره 2 و آثار معماري  اطراف  معبر  نشان  از  ارتباط  آثار  معماري  شهر  با  توده خشتي  مي داد.

           جوي آب كه در  امتداد  توده  خشتي  و  در  جهت  شمال غربي – جنوب شرقي احداث شده در فاصله حدود نيم متري آن قرارداشت . جوي آب با آجرهايي به ابعاد 9-7*33*33  سانتي متر  ساخته شده است . در سمت چپ  آن  بقاياي  معماري  شامل  يك معبر كه  انتها  يا  ابتداي معبريست كه به كارگاه مركزي متصل مي شود ( معبر شماره 2 ) و نيز در كنار آن بقاياي معماري كه عليرغم تخريب آن نشانگر وجود يكي از خانه هاي شمالي اين معبر است ديده مي شد.   هنوز وضعيت توده خشتي و ارتباط آن با آثار مكشوفه در كارگاه مركزي ( شهر باستاني مكشوفه ) روشن نبود .  تحقيقات در جهت يافتن كاربرد توده خشتي و ارتباط آن با شهر باستاني مكشوفه با بررسي روي نقشه هاي شهر باستاني در ايران و بين النهرين  به  وسيله  هيات باستان شناسي تپه هگمتانه در تهران ادامه يافت . نتيجه اين بررسي نشان مي داد كه احتمال دارد توده خشتي عبارت از يك برج كه به حصار شهر متصل مي شده  بوده  باشد .

       يكي از اهداف  ششمين فصل كاوش در تابستان  1374   يافتن  جواب  به  سئوال فوق الذكر بود.  تنها راه حل رسيدن  به پاسخ مهم فوق در حفاري ترانشه  AY45-46  و  نيز  AZ44 نهفته بود .  اين محوطه كه در جنوب كارگاه شرقي قرارداشت  تنها  محوطه اي  بود كه  از گزند تخريب تا  اندازه اي  سالم باقي مانده بود.   حفاري تا عمق يك متري ادامه يافت خوشبختانه در اين عمق آثار بخشي از توده خشتي ظاهر گرديد كه به طرف جنوب امتداد مي يافت .   در ادامه حفاري بدنه دو طرف اين قسمت از توده خشتي مشخص شد كه قسمت بيروني آن به صورت جرز و نماي زيبا  بود  و  قسمت  داخلي  ساده  و  با نيم خشتها  احداث  شده  بود.

          اين قسمت  از توده خشتي كه  به  قطر  9  متر  بود حصار  شهر  را  تشكيل مي داد كه به برج  متصل  مي گرديد.   كشف اين ديوار  خشتي  قطور يا حصار و با برج آن نشانگر  اين  بود كه دور شهر  باستاني  حصار ستبر و محكم و رفيعي احداث شده است . وجود اين اثر معماري بازهم بر اهميت و ارزش شهر باستاني افزود . به همين جهت حفاري در جهت كشف بقاياي بيشتري از حصار شهر به طرف شمال تپه هگمتانه و در امتداد آثار معماري  شهر  و معبر شماره 4  مكشوفه  ادامه  يافت  اما تا فاصله 90 متري برج اول مكشوفه هيچ اثري از حصار باقي نمانده بود.   همه شواهد باستاني در طول اين فاصله تا عمق حدود 10 متر به كلي منهدم شده است در فاصله 90 متري توجه هيات به بقاياي مرتفع تپه هگمتانه جلب مي شود و حفاري در جهت پي بردن به آثار درون آن آغاز مي شود .    خوشبختانه هيات در روند حفاري خود در اين محوطه موفق به كشف برج دوم مي شود به طوريكه ديوار شمالي  برج  و  حصار مكشوفه تا اندازه اي سالم باقي مانده بود  و   نشان مي داد كه حصار شهر از برج اول در اين نقطه به برج دوم متصل شده است  ( ترانشه  AQ32-33/AR33-34/AS32-33  )  از قسمت شمال غربي برج دوم مدخلي كوچك به عرض 2 متر تعبيه شده كه از آنجا شخص وارد فضاي مستطيل شكل مي شد .   از اين فضاي مستطيل شكل نيز مي توان به وسيله راهرويي دراز  ( در درون ديوار 9 متري حصاربه عرض  دو متر)   به داخل شهر راه پيدا مي كرد هرچند وضعيت معماري برج دوم نشان مي داد كه ارتفاع آن نسبت به شهر حدود 3 متر پائين تر است .  اما مي توان تصور كرد كه افراد به وسيله پلكانهايي از شهر به برج و از آنجا به خارج از شهر رفت و آمد مي كردند . وجود مدخل كوچك جهت رفت وآمد نشان مي داد كه مدخل مزبور جهت رفت و آمد مردم تعبيه نشده بلكه اين مدخل براي استفاده سربازان و محافظين شهر در نظر گرفته شده است .

            خوشبختانه در كنار مدخل قسمتي از حصار خشتي با جرز و نماي آن سالم از زير خاك خارج گرديد . ارتفاع حصار در اين نقطه حدود 7 متر بود . مي توان با بررسي ارتفاع حصار مكشوفه بدين نتيجه رسيد كه حصار شهر در اين محوطه حداقل حدود ده متر ارتفاع داشت .

        با كشف دو برج  و  بخشي از حصار در محدوده شرقي تپه هگمتانه و نيز بقاياي معماري شهر در كنار آنها تصوير بيشتري از شهر باستاني در پايان ششمين فصل كاوش ( تابستان 1374)  روشن گرديد. به عبارت ديگر هيات باستان شناسي ايران در طول ششمين فصل كاوش خود توانست جبهه شرقي شهر باستاني را از زير خروارها خاك وسنگ و زباله و نيز در لابه لاي گودالها و چاههاي فراوان خارج نمايد.

وضعيت آثار مكشوفه 3 مورد زير را روشن نمود:

عليرغم تخريب فراوان تپه هگمتانه در طول سالهاي گذشته خوشبختانه آثار يك شهر باستاني هنوز وجود دارد.

شهر باستاني  كه  قسمت  شرقي  آن  از  زير  خاك  خارج شده  داراي  يك  سيستم  معماري  خاصي مي باشد اين سيستم قبل از اجراء به وسيله متخصصين طراحي شده و سپس در اين نقطه پياده شده است. طبيعي است اجراي چنين عمل و به عبارت بهتر ايجاد يك شهر بزرگ و مهم توانسته  فقط  از  عهده  حكومت  ساخته شود و بر اين مبنا مي بايستي يكي از پادشاهان ايران باستان ( احتمالا" ماد ) دستورات لازم براي ايجاد چنين شهري جهت مقر حكومتي خود صادر كرده باشد تا بتوان نيروهاي متخصص رابه كار گرفته و بافراهم كردن امكانات مالي ، نيروي انساني و در اختيار گرفتن زمين لازم و وسيع نسبت به احداث آن اقدام نمود .

ارزش و اهميت فراواني شهر با حصار و برجهاي قطور و ستبر روشن مي شود و وجود چنين استحكاماتي نه تنها دليل بر اهميت شهر احداث شده است بلكه به نظر مي رسد كه وجود دشمناني كه احتمالا" موجوديت مردم و ساكنين شهر را به خطر بياندازد نيز از نظر سازندگان آنها دور نمانده وبه همين دليل استحكامات مناسب براي حفاظت از شهر و شهرنشينان و اموال آنها و نيز اموال دولتي ايجاد شده است .