فصل هشتم

در حد فاصل معبر ششم و چهارم كه به برج دوم منتهي مي شد سه معبر ديگر وجود دارد . هيات در راستاي هشتمين فصل كاوش خود در تابستان 1376 معابرشماره 8و9 را نيز شناسايي نمود ( معبر شماره 7 كه در حد فاصل شماره 8-6 قراردارد هنوز مشخص نشده است ).  

معبر هشتم در فاصله 70 متري جنوب معبر ششم و شمال معبر چهارم قراردارد و داراي چهار ويژگي است .

كف آن با آجر ساخته شده و اندازه آجرها 7*33*33 سانتي متر است .

در وسط معبر جوي آب به عرض 50 سانتي متر و به ارتفاع باقيمانده 66-55سانتي متر احداث شده است خود معبر 50/3 متر است و جوي آب كاملا" در وسط معبر نيست بلكه عرض كف معبر در شرق جوي 120 و در غرب آن 170 سانتي متر است كه با احتساب عرض جوي كاملا" 5/3 متر مي باشد .

با كشف معبر شماره هشت دقيقا" كف شهر باستاني نيز روشن گرديد. اين اولين كف آجري است كه دربين معابر از زير خاك بيرون آمده در صورتي كه تمام معابر ديگر فاقد اين ويژگي بوده اند .

آثار معماري مربوط به يك خانه كه در ترانشه AF32-33 از زير خاك خارج شد به اين معبر راه نداشت . شكل خانه مكشوفه در كنار معبر هشتم نشان مي داد كه جهت خانه بر عكس خانه هاي قبلي به طرف شمال غربي جنوب شرقي است در صورتيكه جهت تمام خانه هايي كه تا كنون در اطراف معابر شناسايي شده اند . به طرف شمال شرقي – جنوب غربي بوده است . رسيدن به چنين نتيجه اي دو اصل زير را مشخص نمود.

خانه هاي اطراف معبر شماره 8 راه معبر به معبر ندارند اين امر به احتمال زياد به خاطر وجود جوي آب در اين معبر مي باشد .

مدخل خانه مكشوفه بايد در يك معبر ديگري باشد كه در محوطه غربي آن قراردارد.

در صورت اثبات تئوري فوق الذكر هيات مي توانست اولين معبر شهر را شناسايي نمايد كه جهت آن بر خلاف جهات معابر مكشوفه مي باشد . رسيدن به چنين نتيجه اي مي توانست باعث كشف چهارراه ها و ميدان هاي شهر نيز بشود.

         با حفار ي ترانشه AG36 معبر نهم نيز همراه بقاياي تخريب شده معماري يكي ديگر از خانه ها از زير خاك خارج گرديد به نظر مي رسد كه جهت اطاقها يا خانه مكشوفه در اين معبر ( معبر شماره 9) با جهت خانه اي كه قبلا" در ترانشه AF32-33 و در معبر شماره 8 از زير خاك خارج شده هماهنگي دارد. به عبارت ديگر جهت خانه هاي معابر شماره هاي 8و9 بر خلاف جهت خانه هاي ساير معابر در جهت شمال شرقي – جنوب غربي است .

اين امر باعث تقويت تئوري وجود معبر عمود بر معابر نهگانه شد. هدفي كه جهت فصل نهم هيات در نظر گرفته شد.

متاسفانه در فصل نهم در تابستان 1377 هيات باستان شناسي تپه هگمتانه به دليل عدم وجود كادر فني كافي امكان پي گيري هدف فوق الذكر را نيافت و توجه هيات در نهمين فصل كاوش به طرف محوطه شمال غربي تپه هگمتانه معطوف شد . علت انتخاب اين هدف پي گيري دنباله حصار شهر باستاني بود كه در شرق خيابان اكباتان در طول فصل هفتم و هشتم به دست آمده بود ابتدا بررسيهاي سطحي درروي ارتفاعات تپه هگمتانه در محدوده بين خيابان اكباتان و بلوار علويان انجام گرفت نزديكترين نقطه به بقاياي حصار مكشوفه در كناره شرقي خيابان در حال ساخت بنام الوند ميباشد.

هيات باستان شناسي ايران قبل از آغازنهمين فصل كاوش درپاييز سال 1377 بررسيهاي باستان شناسي خودرا درمحوطه غرب خيابان اكباتان و شمال غربي تپه هگمتانه آغاز كرد . ارتفاعات باقيمانده از تپه هگمتانه درمنطقه شمال غربي آن اميد هيات اعزامي راجهت پيداكردن ردپاي ديگري از تاسيسات شهرباستاني تا اندازه اي افزايش داد . سوال مطرح براي هيات اعزامي باستان شناسي اين بود كه كدام قسمت از محوطه شمال غربي تپه هگمتانه را بايد جهت كاوش انتخاب كرد؟ به دنبال بررسيهاي انجام شده سرانجام ترانشه هاي O22  و O21 جهت آغاز نهمين فصل كاوش انتخاب و سپس همراه با ترانشه هاي N22-23 و نيز P21-22 خاكبرداري شد . ابتدا ترانشه O21 در كارگاه شمال غربي تپه هگمتانه در نهمين فصل كاوش جهت حفاري مدنظر قرارگرفت . آثارمعماري دوره معاصر تا عمق 5/1 متري محدوده ترانشه O21 را اشغال كرده بود . بعدازپاكسازي آن هيات توانست به تعدادي ازخشتهاي بزرگ دراولين طبقه باستاني دسترسي پيدا كند . اندازه خشتها 50*50*12 سانتي متر و جهت چيدن آنها شمال شرقي – جنوب غربي بود.

اين امر نشان مي داد كه يكي از ديوارهاي باستاني درترانشه O21 درجهت شمال – جنوب غربي نمايان مي شود . ديوار خشتي مذكوردر ابتدا درمحوطه شمال شرقي ترانشه O21 ظاهرشد و درادامه كاوش تا منطقه جنوب غربي گسترش يافت . بدنه ديوار قطورخشتي درجبهه جنوب غربي ترانشه كشف شد. بدنه ديوارخشتي با ملاط گچ و آهك اندود شده بود . به همين جهت امكان مشخص كردن آن در عمق توده خاك جهت دستيابي به كف آسان بود، درادامه حفاري بدنه ديوارخشتي درتمام سطح ترانشه مشخص و با ظاهرشدن بدنه ديگر ديوارخشتي در محوطه جنوبي ترانشه O21 و گوشه شمال غربي ترانشه O22 روشن شد كه فضايي به عرض دو متر دردرون يك ديوارخشتي قطور كه همان حصار باشد وجود دارد . احداث چنين فضائي كه به منظور دالان يا راهرو بود دردرون حصارخشتي براي اولين بار نبود كه درسيستم معماري و شهرسازي شهر باستاني هگمتانه احداث شده بلكه هيات هنگام خارج كردن برج دوم از زير خاك آثار وجود تاسيسات معماري مانند دالان يا راهرو ، اطاق بزرگ دردرون حصارو برج را مشاهده كرده بود . به همين جهت برخورد به راهرو مذكور دردرون حصار در كارگاه شمال غربي نشاني از وجود حصارو برج دراين محوطه است . پي گيري چگونگي احداث حصار دالان آن در ترانشه N22 ادامه يافت با خاك برداري ترانشه N22 نه تنها آثار ادامه دالان يا راهرو از زير خاك خارج شد . بلكه بقاياي حصار خشتي نيز از زير خاك نمايان شد . طول دالان مكشوفه حدود 70 متر و عرض آن 2 متر است . علي رغم تخريب شديد در محوطه شمالي ترانشه O21 خوشبختانه ردپاي يكي از جرز نماهاي معمار خشتي نيز ظاهر شد . كشف تزيينات بدنه خارجي حصارشهر نشان داد كه روند احداث  حصاربه همان سبك و روشي كه دركارگاههاي ديگر هيات مشاهده شده درجبهه شمال غربي تپه هگمتانه نيز ادامه دارد .

بررسي روي بقاياي حصار خشتي مكشوفه در ترانشه O22 نشان داد كه آثار و شواهدي از مرمت آن نيز وجود دارد ، به طوري كه ديوار اصلي كه مربوط به دوره اول بنا مي شود با خشتهايي به ابعاد 14-12*33*33 سانتي متر احداث شده است . اين دوره اول همان دوره اي است كه حصار شهر بنا مي شود.