فصل
دهم
هيأت
در آغاز
دهمين
فصل كاوش
در سال 1378 ،
تحقيقات
علمي خود
را در
كارگاه
نزديك
ميدان
هفت تير و
در
ترانشه
هاي AD33- AE 34- AB 34,37,38-
AC33 آغاز
نمود
خاكبرداري
در اين
ترانشه
ها باعث
كشف معبر
شماره 6 و
بخش
ديگري از
معبر
شماره 7 و
نيز
آثارمعماري
در حد
فاصل دو
معبر
مذكور
گرديد .
علاوه
بر اين
باانجام
حفاري در
ترانشه AD33 هيأت
موفق
گرديد
اولين
چهارراه
شهر
باستاني
را
شناسائي
نمايد .
اين
چهارراه
كه از
تقاطع دو
معبر
شماره 7 و 10
تشكيل
شده بود
نه تنها
نمايشي
از
وضعيت
چهارراه
شهر بود
بلكه
نشاني از
وجود
معبر
ديگري كه
در جهت
شمال
غربي –
جنوب
شرقي
ساخته
شده بود
مي داد .
بررسيهاي
اوليه
نشان مي
داد كه
اولا"
معبر دهم
هم داراي
كف آجري
بابعاد 7*34*34
سانتيمتر
بهمراه
تاسيسات
آبرساني
به قطر 50
ساتيمتر
و عمق 60
سانتيمتر
است كه در
روند
گسترش
خود بطرف
شمال شهر
شاخه اي
از آن جدا
شده و از
طريق
معبر
شماره 7
بطرف
تأسيسات
آبرساني
ديگري كه
در كنار
حصارشهر
و در
دامنه
شرقي تپه
هگمتانه
كشف شده
بود
ادامه مي
يابد .
ادامه
حفاري در
ترانشه
هاي AD34,AE34
بخش
بيشتري
از معبر
شماره 10 و
تاسيسات
آبرساني
داخل
آنرا
نمايان
كرد. در
محدوده
معابر
شماره 7و6 ،
چهارخانه
بصورت
كامل يا
ناقص از
زير خاك
بيرون
آمد . از دو
خانه اي
كه
مستقيما"
در كنار
جبهه
جنوب
شرقي
ميدان
هفت تير
احداث
شده بود
بخش
بسيار
كمي
شناسائي
شد كه
تمام
آثار
معماري
آنها با
احداث
ميدان
هفت تير
تخريب
شده بود .
دو خانه
خشتي
ديگر در
جبهه
شرقي با
پلان
كامل
قرارداشت
. ابعاد
خانه ها 5/17*5/17
متر و
تمام
مصالح
آنها از
خشت
بابعاد 12*46*46و
12*33*33
سانتيمتر
بود مدل
خانه ها
كاملا" با
خانه هاي
مناطق
ديگر شهر
باستاني
هماهنگي
داشت .
حياط
مركزي در
وسط و هفت
فضاي
معماري
در اطراف
آن ديده
مي شد .
خانه
شمالي به
معبر
شمالي و
خانه
جنوبي به
معبر
جنوبي
راه داشت .
در اطاق
مياني
ترانشه AB 35
لوكوس 10004 سه
خمره
سفالي
بزرگ در
داخل كف
قرارداشت
. هرچند
سنگ
بزرگي بر
روي آنها
نهاده
شده بود
اما خود
خمره ها
خالي بود
و نشان
ميداد كه
از اين
خمره ها
براي
مايعات
استفاده
شده و در
طول زمان
از بين
رفته است .
اين
اولين
بار نبود
كه هيأت
در اطاق
مياني
يكي از
خانه ها
به اين
نوع خمره
هاي بزرگ
برخورد
مي كرد
بلكه در
كارگاه
مركزي و
جنوبي
نيز ،
اطاق
مياني ،
جهت
قراردادن
اين نوع
خمره هاي
بزرگ
سفالي
مورد
استفاده
قرارگرفته
بود . اين
امر نشان
ميداد كه
در
كاربرد
اطاق
مذكور در
تمام يا
اكثر
خانه ها
هماهنگي
كامل
وجود
داشته
است .
بعبارت
ديگر
اطاق
مياني
خانه ها
جهت
انبار
مايعات
مدنظر
قرارگرفته
است .
هرچند در
بعضي از
حياطها و
اطاقهاي
ديگر
خمره هاي
سفالي
بدست
آمده ولي
هيچگونه
هماهنگي
در يكسان
قراردادن
محل آنها
ديده نمي
شود . هيأت
بعد از
كشف دو
خانه
مذكور در
ترانشه AD35,AB34-36,AC34-35
توجه خود
را به
فضاي
باقيمانده
بين اين
خانه و
معبر
شماره 10 كه
در ضلع
شرقي
قرار
داشت
معطوف
نمود .
فضاي
باقيمانده
محدوده
اي در
حدود 5/13*5/17
متر را
تشكيل مي
داد . با
مقايسه
فضاي
باقيمانده
و اينكه
ابعاد
خانه هاي
مكشوفه 5/17*5/17
متر است
اين سوال
براي
هيأت پيش
آمد كه در
حد فاصل
خانه هاي
مكشوفه
در
ترانشه
فوق
الذكر و
معبر
شماره 10 چه
نوع آثار
معماري
وجود
خواهد
داشت .
خاكبرداري
در
ترانشه
هاي AD33-37
و قسمت
شمالي AC43
آغاز شد و
در پايان
فصل دهم
هيأت
موفق
گرديد آثار
معماري
ترانشه
هاي
مذكور را
نيز از
زير خاك
خارج و
پاسخ
لازم
براي
سوال فوق
را بيابد :
در فضاي 5/13*5/17
متري
فضاي
باقيمانده
دو خانه
ديگر
قرارداشت
بااين
تفاوت كه
معمار يا
معماران
باستان
بخاطر
اينكه
معبر
شماره 10 را
احداث
نموده
بودند
مجبور
شدند در
هنگام
احداث
خانه ها
در فضاي
باقيمانده
يك رديف
از
اطاقهاي
خانه ها
را حذف
نمايند .
بعبارت
ديگر دو
خانه
مذكور
داراي 5
فضا شامل
پيشخوان
، حياط و
سه اطاق
در اطراف
آنها مي
باشد .
بدين
ترتيب
مشخص شد
كه
معماران
شهر
باستاني
هگمتانه
در محوطه
شمال
شرقي
ميدان
هفت تير
تغييراتي
در سيستم
معماري
خود داده
اند .
اولين
تغيير در
محدوده
شرقي
معبر
شماره 10 با
تغيير
جهت خانه
متصل به
آن صورت
گرفته
است .
دومين
تغيير با
حذف يك
رديف از
اطاقهاي
خانه
غربي
معبر
شماره 10
پيش آمده
، همه اين
تغييرات
در رابطه
با احداث
معبر
شماره 10
است كه در
جهت شمال
غربي –
جنوب
شرقي و
برخلاف
جهات
معابر
ديگر شهر
احداث
شده است .
عليرغم
اين
تغييرات
در سيستم
معماري
هندسي
شهر
باستاني
در منطقه
ميدان
هفت تير
همدان ،
آثار
معماري
مكشوفه
نشان مي
دهد كه
امر
مدلسازي
يكسان
خانه ها
كه از
كارگاه
جنوبي (در
ترانشه AT69-71)
، مركزي (ترانشه
هاي AP42-46, AQ42-47)
گسترش
يافته
بود در
جهت غربي
نيز تا
كارگاه
ميدان
هفت تير (در
ترانشه
هاي AB34-37,AC33-38,AD34-38)
ادامه مي
يابد .
حفاري
در فصل
يازدهم
(1379) علاوه
بر
كارگاه
هاي
مختلف در
كارگاه
ميدان
هقت تير
نيز با
حفر
ترانشه
هاي AE32-37
ادامه
يافت . هدف
از انجام
اين كاوش
روشن
كردن
بيشتر
وضعيت
معماري
در جبهه
شرقي
معبر
شماره 10
بود . چرا
كه در
نهمين
فصل كاوش
در
ترانشه
هاي AF32-33
هيأت
موفق شده
بود
بقاياي
معماري
معبر
شماره 7 و
نيز بخشي
از آثار
معماري
جنوبي آن
را روشن
نمايد.
دراين
ترانشه
ها بود كه
هيأت
توانست
با كشف
معبر
شماره7 نه
تنها كف
آجري
معبررا
از زير
خاك خارج
نمايد
بلكه كف
شهر را
نيز بدين
ترتيب
شناسائي
نمود .
معابري
كه تا
كنون از
زير خاك
خارج شده
بود همگي
داراي كف
گلي بود و
هنوز
بطور
كامل و
دقيق كف
شهر
شناسائي
نشده بود .
كشف معبر
شماره 7 با
كف آجري
به ما اين
امكان را
براي
اولين
بارداد
تا وضعيت
كامل و
دقيق كف
شهر
باستاني
را روشن
نمائيم .
وجود
تاسيسات
آبرساني
كه در وسط
اين معبر
با عمق 60
سانتيمتر
و به
ارتفاع 55-50
سانتيمتر
احداث
شده بود ،
علت ساخت
اين معبر
را روشن
نمود . (بنظر
مي رسد كه
ساكنان
شهر
بدليل
حجم زياد
آب مجبور
شده اند
با
قراردادن
قلوه سنگ
ها در
اطراف
جوي ، از
ورود آب
به داخل
معبر
بعدا"
جلوگيري
بعمل
آورند.)
بعبارت
ديگر
مشخص شد
معابري
كه مي
بايست در
آنها
تاسيسات
آبرساني
احداث
شود تا
آبرساني
به منازل
از طريق
آنها
صورت
گيرد
بايد
داراي كف
آجري
باشند .
اما نكته
مبهم در
معماري
مكشوفه
در
ترانشه
هاي AF32-33
در اين
بود كه
جهت خانه
مكشوفه
بر خلاف
جهات
خانه هاي
ساير
معابر در
جهت شمال
شرقي –
جنوب
غربي نمي
باشد
بلكه در جهت
شمال
غربي –
جنوب
شرقي است .
تغيير
جهت خانه
مذكور و
نيز عدم
كشف مدخل
اين خانه
بداخل
معبر
شماره 7
اين
فرضيه را
بوجود
آورد كه
مدخل اين
خانه مي
بايستي
در معبر
ديگري كه
در محوطه
غربي
خانه
مذكور
قراردارد
احداث
شده باشد .
اين
انگيزه
باعث حفر
ترانشه
هاي AE32-37
و AF36
در
يازدهمين
فصل كاوش
در
تابستان 1379
شد.
خاكبرداري
اين
كارگاه
توانست
بخش
ديگري از
معبر
آجري با
تأسيسات
آبرساني
را در
ترانشه AE32
نمايان
سازد و
نيز
بقاياي
معماري
خشتي
خانه اي
كه قبلا"
در
ترانشه
هاي AE32-33
كشف شده
بود در
درون
ترانشه
هاي AE32-34
نمايان
شد . مدخل
ورودي
معبر دهم
كه از
پيشخوان
خانه
مذكور (لوكوس
11010 ترانشه AF33
و AE3411010
) بداخل
معبر دهم
راه داشت
در ديوار
يا لوكوس 11001
(ترانشه AE34)
شناسائي
شد . (لوكوس
11008) عليرغم
تغيير
جهت
معماري
خانه
مكشوفه
در تقاطع
معبر
شماره
7و10
هيچگونه
تغييري
در سيستم
خانه
سازي
اتفاق
نيافتاده
بود. اگر
هم
تغييري
در روند
مدلسازي
خانه هاي
شهر
باستاني
ديده مي
شود بجهت
احداث
معابر و
ايجاد
ارتباط
مناطق
مختلف
شهر با
همديگر
بوده است.
|