|
فصل
يازدهم
نتايج
كلي
دستاوردهاي
كا وشهاي
باستان
شناسي
تپه
تاريخي
هگمتانه
دريازده
فصل كاوش
1362-79
آنچه
لازم است
در بررسي
تحقيقات
هيأت
باستان
شناسي
ايران در
تپه
هگمتانه
ذكر شود
اين است
كه شهر
باستاني
مكشوفه
از
كارگاه
جنوبي ،
شرقي ،
شمالي ،
مركزي و
غربي با
سيستم
مدلسازي
يكسان و
با طرح و
نقشه
قبلي
احداث
شده است .
تغييرات
حاصله
نيز با در
نظر
گرفتن
فضاهاي
موجود و
نيز
وضعيت
ارتباط
مناطق
مختلف
شهر و
چگونگي
رساندن
آب شهر به
منازل
مردم
انجام
پذيرفته
است .
بازسازي
پلان
معماري
خانه هاي
مكشوفه
در اطراف
معابر
سيزده
گانه شهر
نشان مي
دهد كه
بطور كلي
مي
بايستي
حدود 200
خانه در
اطراف
آنها
ساخته
شده باشد .
سئوال
مهم اين
است كه
اين شهر
باستاني
بوسيله
چه كسي
ساخته
شده و چه
قشري از
طبقات
اجتماعي
مي
بايستي
در آنها
سكونت
نمايد .
برداشت
كلي هيأت
اين است
كه احداث
چنين
شهري كه
نشاني از
وجود
امكانات
وسيع
مالي ،
اداري و
نيروهاي
متخصص مي
دهد از
عهده هيچ
شخص و
سازمان
غير
دولتي بر
نمي آيد .
بعبارت
ديگر مي
بايستي
يكي از
پادشاهان
يا
تعدادي
از
پادشاهان
ايران
باستان
دستور
ساخت شهر
باستاني
مكشوفه
را داده
باشد .براي
ايجاد
چنين
شهري
تعدادي ،
از
متخصصين
،
معماران
و غيره
گردهم مي
آيند .
روزها و
هفته ها و
شايد
ماهها
كارشناسان
نسبت به
چگونگي
احداث
يكي از
عظيم
ترين
شهرهاي
باستاني
شور و
مشورت مي
كنند
سرانجام
طرح لازم
با در نظر
گرفتن
تمام
نكات فني
و معماري
و
شهرسازي
فراهم مي
شود .
مقدارزيادي
امكانات
مالي و
انبوهي
نيروي
انساني
دراختيار
قرارمي
گيرد . شهر
با گذشت
زمان به
تدريج
ساخته و
پرداخته
مي شود . در
هنگام
ساخت شهر
احتمالا"
بقايايي
از سكونت
دوره يا
دوره هاي
قبلي و
قديمي
درروي
كوه صخره
اي
قرارداشت
معماران
براي
ايجاد
شهر خود
اقدام به
تخريب
آنها مي
كنند .
سطح
شيب دار
كوه يا
تپه
برعكس
شهرها يا
نقاط
باستاني
مثل تخت
جمشيد به
صورت يك
سكو يا
مصبطه
بزرگ
ساخته
نمي شود
بلكه
معماران
سعي مي
كنند
تاسيسات
شهرخود
را با
پركردن
آوارسكونتهاي
قبلي و
نيز
ريختن
خاك رس و
با درنظر
گرفتن
شيب زمين
برپاكنند
. باآنچه
كه
درمحوطه
شرقي و در
طول شمال
به جنوب
تپه
هگمتانه (كه
نمايانگر
بخش شرقي
شهراستاني
است )
اززير
خاك خارج
شد نشان
از وجود
يك شهر با
محاسبات
دقيق
رياضي
دارد .
معابر با
محلات
شهر به
صورت
موازي هم
و درجهت
شمال
شرقي به
جنوب
غربي و به
فاصله 35
متري هم
احداث
شده عرض
معابر 5/3
متر و به
ندرت 5/2 متر
هم هست . حد
فاصل
معابر 35
متر است و
دراين
محدوده
دو رديف
از خانه
هاي
مشابه هم
به ابعاد
5/17*5/17 متر
ساخته
شده است .
همه خانه
ها شبيه
به هم
هستند . به
نظرمي
رسدمعماران
سعي
نكرده
اند
درتمام
محوطه
شرقي شهر
خود
اقدام به
احداث
خانه
هايي با
نقشه
متفاوت
كنند . (
هرچند كه
درمعبر
باكفسازي
آجري
مكشوفه
در
كارگاه
شمالي
تغييراتي
مشاهده
شد ولي از
شواهد
امر چنين
بر مي آيد
كه
تغييرات
حاصله در
خانه هاي
اطراف
معبر
مذكور
فقط در
رابطه با
تغيير
جهت
آنهاست و
اين امر
نيز
بدليل
وجود
معبري با
جهت
متضاد
معابر
قبلي است . )
خانه ها
داراي يك
اطاق
ورودي و
پشت سر آن
يك حياط
مستطيل
شكل است .
دردو طرف
آنها سه
اطاق (جمعا"
شش اطاق )
وجود
دارد .
يكي
ديگر از
نكاتي كه
معماران
شهرباستاني
در فكر آن
بودند
چگونگي
رساندن
آب به
ساكنان
معابر يا
كوچه هاي
شهر است .
كه
معماران
از دو
مسير
اقام به
رساندن
آب به
مردم شهر
در حاشيه
شرقي آن
نموده
اند . مسير
اول در
فضاي
باقيمانده
بين
تاسيسات
مسكوني
شهر و
حصار شهر
است . در
مسير دوم
معماران
تنها به
كشيدن
تاسيسات
مذكور
دركنار
حصارشهر
اكتفا
نكرده
اند بلكه
در بعضي
معابر
نيز اين
گونه
تاسيسات
را احداث
نموده
اند يكي
ديگر از
مهمترين
تاسيسات
شهر
باستاني
احداث
برج و
بارو در
اطراف
آنست .
حصارشهر
به قطر 9
متر و با
مصالح
خشت
احداث
شده است .
حصار در
طول 50
سانتي
متر جوي
آب و
درجهت
شرقي –
شمال
غربي
احداث و
محوطه
شرقي شهر
باستاني
را محصور
مي كند .
در طول
حفاري
هاي غير
علمي و
علمي كه
قبل از
آغاز
تحقيقات
باستان
شناسي
هيأت
اعزامي
سازمان
ميراث
فرهنگي
كشور (معاونت
پژوهشي ) ،
احتمالا"
در تپه
هگمتانه
صورت
پذيرفته
بود
تعدادي
اشياء
باستاني
و ته
ستونها
يا شال
ستونهاي
سنگي كشف
شده كه
منسوب به
تپه
هگمتانه
است . از
جمله اين
اشياء
لوح هاي
زرين و
سيمين
پادشاهان
هخامنشي
و نيز ته
ستون
سنگي يا
كتيبه
ميخي
مربوط به
اردشير
دوم
پادشاه
هخامنشي
است كه
اكنون در
موزه
ايران
باستان
نگهداري
مي شود.
هرچند
كشف شهر
باستاني
مذكور و
قبول اين
تئوري كه
شهر
باستاني
مي
بايستي
مقر
حكومتي
باشد مي
تواند ما
را يك گام
بطرف
ارتباط
اشياء
باستاني
فوق
الذكر
نزديكتر
نمايد
ولي
متاسفانه
در طول ده
فصل
گذشته
آثاري كه
بتواند
ما را در
شناسايي
يكي از
پادشاهان
ايران
باستان
كه نقش
مهمي در
ساخت اين
شهر
باستاني
داشته
باشد كمك
نمايد ،
كشف نشده
بود .
خوشبختانه
در هنگام
حفاري
معبر دهم
در طول
فصل
يازدهم ،
هيأت
باستان
شناسي
ايران
موفق
گرديد
شالي
ستون
سنگي
شكسته اي
را كشف
نمايد .
اين شالي
ستون
شكسته و
ناقص است .
اما
خوشبختانه
در قسمت
سالم آن
آثار
كتيبه اي
بخط ميخي
فارسي
باستان
نقر شده
است . در
كتيبه
مكشوفه ،
اردشير
دوم
پادشاه
هخامنشي
(358-404 قبل از
ميلاد )
دستور مي
دهد در
اين محل
كاخي
براي وي
احداث
نمايند و
از خداي
خود
اهورا
مزدا مي
خواهد كه
او را
مورد
حمايت
خود
قراردهد.
وجود
كتيبه
مذكور در
اين محل
نشانگر
اين
واقعيت
است كه
اردشير
دوم
پادشاه
هخامنشي
ونيز
ساير
پادشاهان
هخامنشي
در اين
شهر
سكونت
داشته و
كاخ هائي
براي خود
احداث
نموده
اند . وجود
ته
ستونها و
شالي
ستونها
سنگي كه
از تپه
هگمتانه
و اطراف
آن جمع
آوري شده
و اكنون
در موزه
موقت
هگمتانه
نگهداري
مي شود
نيز گواه
بر اين
است كه
تعدادي
از كاخ
هاي
هخامنشي
در داخل
اين شهر
قرارگرفته
است . تا
كنون
باوجود
تعدادي
از مدارك
باستان
شناسي
مربوط به
دوره
هخامنشي
اين امر
مسلم است
كه آثار
معماري
مكشوفه
مي تواند
مربوط به
دوره
هخامنشي
باشد ولي
با وجود
اين هنوز
سئوال
اصلي
مطرح است
و آن
اينكه
آيا اين
شهر فقط
در دوره
هخامنشي
ساخته
شده و يا
مادها
سازندگان
يا
بنيانگذاران
شهر
باستاني
يا مقر
حكومتي
در اين
محل بوده
و
پادشاهان
هخامنشي
بر ابنيه
اين
شهرافزوده
اند.
جواب
اين سوال
با در نظر
گرفتن
دست
آوردهاي
پانزده
فصل كاوش
تپه
هگمتانه
مشكل است .
هيأت
عزامي
توانسته
است
دردرون
تپه
ويرانه
اي ، به
شهر
باستاني
كه مقر
حكومتي
يك يا
تعدادي
از سلسله
هاي
باستاني
ايران
باشد دست
يابد و
علاوه
برآن كشف
شال ستون
با كتيبه
ميخي ،
فارسي
باستان
نشاني از
وجود
سلسله
هخامنشي
دراين
شهر مي
باشد.
اما فقط
نشانه
هاي
مختصري
از دوره
ماد
تاكنون
بدست
آمده است .
مقايسه
معماري
شهر
باستاني
هگمتانه
با آثار
معماري
مادي در
نوش جان ،
گودين
تپه ،
باباجان
، سيلك
وزيويه
فقط مي
تواند
همساني
اندازه
مصالح
خشتي را
گويا كند .
آثار
معماري
مناطق
ياد شده
مادي از
لحاظ
كميت و
كيفيت
قابل
مقايسه
با
معماري
شهر بزرگ
هگمتانه
، با نقش
هندسي بي
نظير آن
نيست.
وجود مهر
مسطح
مكشوفه
در تپه
هگمتانه
از دوره
ماد نيز
مي تواند
بازهم
فقط كمك
مختصري
در رابطه
با حضور
قوم ماد
درتپه
هگمتانه
بنمايد *
كشف
شالي
ستون
هخامنشي
در
يازدهمين
فصل كاوش
در سال 1379 به
هيأت اين
اميد را
مي داد كه
مادرحال
دست يابي
به مدارك
باستاني
هستيم و
انتظار
مي رفت كه
هيأت
بتواند
در فصول
بعدي به
اين
مدارك
دسترسي
پيداكند .
متأسفانه
تعطيلي
برنامه
هيأت
باستان
شناسي
ايران
اين شانس
بزرگ را
ازباستان
شناسان و
كارشناسان
سخت كوش
وعلاقمند
به ميراث
فرهنگي
كشور
گرفت .
هيأت
باستان
شناسي
ايران در
صدد
برآمد با
انجام
آزمايش
ترمولومينسانس
بر روي
قطعاتي
از ظروف
سفالين
آجرهاي
مكشوفه
نسبت به
قدمت شهر
باستاني
اقدام
نمايد .
اما در
اين
آزمايش
با توجه
به بالا
رفتن
درصد خطا
در
محاسبات
و عدم
نتيجه
مطلوب در
رابطه با
اشياء
مكشوفه
شهر
باستاني
آزمايش
ترمولومينسانس
ملاك عمل
قرارنگرفت.
زيرا با
توجه به
نتايج
آزمايش
مذكور
بين دوره
پارتي و
اسلامي
مي توان
شهر
باستاني
را
تاريخگذاري
نمود . در
صورتي كه
هيأت در
طول كاوش
خود
درتپه
هگمتانه
آثار و
اشياء
باستاني
مربوط به
ادوار
ماد ،
هخامنشي
، سلوكي ،
پارتي و
ساساني و
نيز از
دورههاي
اسلامي
بدست
آمده است .
بدين
ترتيب
نمي توان
تصور كرد
كه شهر
باستاني
دردوره
پارتي بر
طبق
نتايج
ترمولومينسانس
مذكور
احداث
شده است .
اما اين
امر بر
هيأت
روشن است
كه
پارتها
نيز در
اين شهر
باستاني
حضور
داشته
اند . اميد
است
باانجام
آزمايشات
ديگر
بتوان
تاريخ
شهر
باستاني
را تعيين
كرد.
هرچند
قبلا" نظر
هيأت
رادرمورد
ارتباط
آثارمعماري
شهر
باستاني
هگمتانه
و ابنيه
مادي
مكشوفه
در
نوشيجان
، گودين
تپه ،
زيويه ،
باباجان
و سيلك
اعلام شد
اما در
اينجا
گاهي نيز
به آثار
معماري
ديگري كه
در وراي
كشورما
تاكنون
كشف شده
و ميتوان
بدلايلي
آنها را
در رابطه
با
معماري
شهر
باستاني
هگمتانه
مطرح
كرد مي
پردازيم .
اولين
محل
باستاني
كه مي
توان ذكر
كرد و در
گزارشات
قبلي نيز
بدان
اشاره
شده ، شهر
باستاني
العمارنه
در مصر
است كه
بوسيله
اخناتون
فرعون
مصر در
اوايل
هزاره
دوم قبل
از ميلاد
احداث
شده است .
فرانكفورت
حفارشهر
العمارنه
، اعلام
كرده كه
اين شهر
كوجك بنا
به دستور
فرعون
مصر جهت
كارگراني
ساخته
شده كه در
رابطه با
ساخت
اهرام
مصر مي
بايستي
كاربكنند.
اين محل
باستاني
از آن جهت
قابل
مقايسه
با آثار
معماري
شهر
باستاني
هگمتانه
است كه
سيستم
مدلسازي
خانه ها
در اطراف
معابر
موازي هم
قرارگرفته
است
دومين
محلي كه
بعنوان
مقايسه
با آثار
معماري
مكشوفه
در تپه
هگمتانه
قابل طرح
است اثر
باستاني
زرنكي در
آسياي
صغير است .
هرچند
اثر
مذكور
بطور
كامل
مورد
حفاري
قرارنگرفته
ولي
باستان
شناسان
ضمن
ارائه
گزارش
مختصر
امر
مدلسازي
حداقل در
مصر
دراوايل
هزاره
دوم قبل
از ميلاد
وجودداشته
و اين
ايده در
دوره ماد (؟)
يا
هخامنشي
نيز تحقق
يافته
است . اما
در تپه
هگمتانه
شهر
ساخته
شده جهت
مقر
حكومتي
در نظر
گرفته
شده نه
مثل شهر
العمارنه
مصر جهت
سكونت
كارگران .
يك نكته
ديگر در
اينجا
لازم است
مطرح شود :
با كشف
شال ستون
سنگي و
انتساب
آن به
اردشير
دوم
پادشاه
هخامنشي
(351-404قبل از
ميلاد )
بايد گفت
كه اين
دومين
اثر
معماري
است كه
بنام
اردشير
دوم در
هگمتانه
كشف مي
شود چه
قبلا" نيز
ته ستون
سنگي
بنام
اردشير
دوم در
هگمتانه
از حفاري
غير علمي
كشف و
اكنون در
موزه
ايران
باستان
نگهداري
مي شود (11)
سوال اين
است كه
آيا
اردشير
دوم در
هگمتانه
دو كاخ
داشته
است يا
دستور
ساخت دو
كاخ باي
خود داده
است ؟
وضعيت
كتيبه ها
ونوع اثر
و جنس رنگ
آن كه يكي
سياه و
ديگري
خاكستري
روشن است
گوياي
اين امر
است كه
مربوط به
دو كاخ
متفاوت
است . حال
بايد
پرسيد كه
آيا
سابقه
داشته كه
پادشاهان
هخامنشي
تا كنون
در يك مقر
حكومتي ،
دستور
ساخت دو
كاخ براي
خود داده
باشند ؟
يا اينكه
بايد به
اين
نتيجه
رسيد كه
دو اثر
معماري
مكشوفه
مربوط به
دو
پادشاه
هخامنشي
است . در
تاريخ
حكومت
پادشاهان
هخامنشي
سه
پادشاه
به
نامهاي
اردشير
اول (424-465 قبل
از ميلاد )
اردشير
دوم (358-404 قبل
از ميلاد )
و ادرشير
سوم (338-358 قبل
از ميلاد )
معرفي
شده اند .
اگر
تئوري ما
در رابطه
انتساب
دو المان
معماري
به دو نفر
از
پادشاهان
فوق
الذكر
درست
باشد .
بدين
ترتيب مي
توان گفت
كه
تاكنون
موجوديت
دو
پادشاه
هخامنشي
در شهر
باستاني
مكشوفه
ثابت مي
شود .
بعبارت
ديگر
بايد گفت
كه شهر
مكشوفه
در طول
حكومت
پادشاهان
هخامنشي
نيز
بعنوان
مقر
حكومتي
انتخاب
شده است .
از
آنجايي
كه ما در
تاريخ
فقط سه
شهر را به
نام محل
حكومت
پادشاهان
هخامنشي
به
نامهاي
تخت
جمشيد ،
شوش و
هگمتانه
مي
شناسيم
به همين
جهت با
كشف آثار
فوق
الذكر مي
توان گفت
كه به
احتمال
زياد
شهري كه
اكنون از
درون تپه
هگمتانه
در همدان
بيرون مي
آيد همان
هگمتانه
پايتخت
هخامنشيان
است و از
آنجائي
كه
هگمتانه
هخامنشي
هگمتانه
مادها هم
هست به
همين جهت
مي توان
گفت كه
مادها
اين شهر
خشتي را
بنيان
گذاري
كرده و
هخامنشي
ابنيه اي
بر آن
افزوده
اند
|