پيشينه پژوهشهاي باستانشناسي در شهر همدان

(نقل از گزارش كاوشها و تحقيقات هيات باستانشناسي ايران در تپه‌ي هگمتانه‌ي پاييز 67، 66، 63،1362 دكتر محمد رحيم صراف ص 20 تا 23 مركز اسناد ميراث فرهنگي استان همدان (منتشر نشده)

درسال 1913 ميلادي يك هيات فرانسوي به سرپرستي فوسي (Fossey) و با شركت ويرولايد (Virollaud) توانست اجازه حفاري و تحقيقات باستانشناسي از دولت ايران اخذ نمايد اين هيات بعد از استقرار در همدان در محلي كه امروزه به نام گود فرانسويها معروف است , دست به كاوشهاي باستانشناسي زد متاسفانه تا كنون هيات مذكور هيچگونه گزارشي از كيفيت خاكبرداري خويش و آثار و اشياء بدست آمده منتشر نكرده است اما رگيرشمن سرپرست سابق باستانشناسي فرانسوي در شوش , دركتاب خود ضمن معرفي يك قوري برنزي شكسته و ناقص اطلاعات مختصري درباره‌ي نتايج حفاري ارائه ميدهد : چندشي‌اي كه در اكباتان به وسيله‌ي هيات علمي فرانسوي آقايان ويرولووفوسي در ضمن كاوشهاي كوتاهمدتي كه در سال 1913 كشف گرديده , از نظر روشن كردن تاريخ هنر ماد قابل توجه است مهمترين اشياء ظرفي شبيه قوري است كه خيلي خراب شده ولي مرحوم لوي بروتون موفق گرديده , شكل آن را بازسازي نمايد شكل اين ظرف عادي است و نوكي دارد كه با هفت ميخ فلزي به شكم ظرف متصل شده است و دسته‌ي آن به شكل ركاب است , در نوك ظرف و روي شكم آن نقش انسان بالداري ديده ميشود اين ظرف از نظر شكل و نقش انسان كه روي شكم آن نصب شده , شبيه به ظرفي است كه در لرستان پيدا شده و اكنون درموزه‌ي لوور حفظ ميشود  با اين حال , سر مرد بالدار كه روي ظرف مكشوفه درهمدان مجسم شده قدمتش كمتر است ، اين ظرف قطعا از دوره‌ي ماد است

با بررسي و مطالعات بعدي كه به وسيله‌ي پكالماير بر روي ظرف فوق انجام ميگرفت و مقايسهاي كه بين ظرف مذكور با ظروف برنزي ديگر صورت پذيرفت , قدمت ظرف دقيقا مورد تاييد قرار گرفت نشوالير(Nicale chevalier) به تازگي مقالهاي در رابطه با تحقيقات هيات فرانسوي تحت عنوان همدان 1913 : يك هيات فراموش شده چاپ كرده و در آن نسبت به كشفيات شارل فوسي مطالبي مطرح نموده است

در زير به نمونه هايي از اين يادداشت ها نظري مي اندازيم:

در ضمن يك گفتگو پيرآميه توجه مرا به كمبود اطلاعات مربوط به هياتي جلب كرده كه به سرپرستي شارل فوسي در واپسين روزهاي پيش از جنگ جهاني اول به همدان اعزام شده بود فكر اين مهم مرا بر آن داشت تا به جستجو در مكاتباتي بپردازم كه بيشتر آنها اداري بوده و مابين هيات علمي ايران و وزرات فرهنگ عامه‌ي فرانسه ردوبدل شده بود و همچنين من توانستم به چند نامه يك گزارش سطحي و كوتاه نيز دست پيدا كنم ، اين اوراق همراه با چند شي‌اي كه درموزه‌ي لوور نگهداري ميشود تنها مدرك به جاي مانده از آن هيات فراموش شده است

فوسي در شانزده آوريل 1913 به همدان رسيد و در وهله‌ي اول شروع به گفتگو با صاحبان زمينها كرده و در عين حال با نماينده‌ي ايران تماس گرفته و توافق كرد كه ميبايست قراردادي تنظيم گردد كه به او اختيار دهد تا حفاريهاي خود را بدون پرداخت عوارض به كسي (صاحبان زمينها) انجام دهد اشياء بدست آمده به سهمهاي 6/3 فرانسه ، 6/2 صاحبان زمينها و6/1 دولت ايران تقسيم مي شوند

از 17 آوريل تا 13 اكتبر1913 فوسي فعاليت خود را متناوبا در داخل و خارج شهر انجام داد اما در همهجا با مضيقه و تنگنا دربررسيهاي خود مواجه شد تمام نقاط مورد نظر در همدان و در حومه‌ي آن تحت مالكيت اشخاص بودند , بعضي ازبررسيهاي كه در دوره‌ي كوتاهمدت كاوشها و نتايج علمي آن انجام گرفت به قدري كمارزش بود كه يادداشتي براي آنها موجودنيست فوسي در 18 آوريل چند ترانشه را در جنوبغربي شهر مقابل محوطه‌ي سنگشير باز كرد و جاي كه مانند محل اول ملاحظه كرد كه نتيجهاي از اين تغيير محل حاصل نشد اين ترانشهها هيچ نتايجي را بدست ندادند بعدها او مبادرت حفاري در يك باغ در داخل شهر كرد كه برحسب ادعاي يكي از اشخاص صاحب زمين تعداد زيادي سكه در آن پيداشده بود بدون موفقيت پي از پنج روز حفاري به خاك بكر رسيد

با بدشانسي تمام از 21 تا 30 مه , فوسي يك بررسي را در ديزج كه با فاصله‌ي يك ساعت راه در حومه‌ي همدان در جهت شمالي آن واقع شده بود شروع كرد كه گفته ميشد : بر اساس كشفيات اخير در آنجا40 كيلو سكه‌ي مسي مربوط به دوره‌ي اسلامي پيدا شده است اما به واسطه‌ي وجود آب در سطح زمينها و سطح دشت از حفاري مذكور صرف نظر نمود نهايتا از 6 تا 20 سپتامبر , او مبادرت به كاوش در محدوده‌ي مقبرهاي كه به طور سنتي به عنوان آرامگاه ملكه‌ي استر و عمويش مردخاي شناخته شده بود كرد , آرامگاه مذكور در گوشه‌ي ميداني واقع شده كه يهوديها همدان آنجا را يك قبرستان يهودي ميدانند از 22 آوريل تا 31 مه او به بررسيهاي درتل با اهميت شمالشرقي شهر موسوم به تل مصلي مبادرت ورزيد و متوجه شد كه تل آنچه را كه شخص انتظارش را دارد عرضه نميكند او ثابت كرد كه صخره تل مذكور در همهجا كمابيش هم تراز است و از آنجا نميبايست انتظاري جزء وجود يك بارو را بر تاج قله تل داشت كشفيات حاصله چنين خلاصه ميشود : تعداد متنابهي آجرهاي لعابدار و يا بدل چيني كه او آن را بدون علاقه و كماهميت برآورد و تكهاي از يك ستون با تزئينات Arabesqne و كتيبههاي منقوش بر روي آن از آنجايي كه مقاله شوالير حاوي جديدترين و در عين حال آخرين اطلاعات در مورد هيات حفاري فرانسوي در همدان است به همين دليل ما جهت ثبت اين گزارش در كتاب خويش به اشارات مختصر ديگري از آن ميپردازيم :

فوسي از يكم ژوئن تا سپتامبر كاوشهاي خود را به شمالغربي شهر در نزديكي رودخانه متصل كرد به جاي كه به نام سرقلعه خوانده ميشد و بر روي محلي كه سر يك مجسمه مربوط به يك شاهزاده در آنجا پيدا شده (او آن را در تهران ديده بود) يك سر ستون آهكي به سبك يوناني– پارتي پيدا شده بود و بر سطح خاك پيهاي يك كف مستطيل شكل از جنس (Schiste) ديده ميشد , محل مذكور كه به نظر 30 متر بلندي داشت به طور ويژهاي قابل توجه بود چرا كه به نظر وي تنها محل منطبق يا آكروپل اوليه اكباتانا بود در ترانشه‌ي اول او يك سري از پايه‌ي ستونها را كه به نظر وي حايز اهميت زيادي بودند , پيدا كرد و نيز سنگهاي پي و كف بنايي را كه همگي اينها مضطرب و به هم ريخته بودند در يك ترانشه ديگر , او يك سرستون , تكهاي از نوعي پارچه و يك پايه‌ي مجسمه يا مذبح را پيدا كرد

در سال 1299 ه. ش اشياء مهمي از همدان بدست آمد كه متاسفانه اشياء مذكور مثل بعضي ديگر از اشياء باستاني به طور غيرقانوني از كشور خارج و به مالكيت يك مجموعهدار امريكايي به نام امويدال (M videl) درنيويورك درآمد درسال 1312 شمسي كارگران درموقع مرمت يكي از منازل كوچكي كه در محله‌ي سرقلعه‌ي هگمتانه قرارداشت , به يك پي قديمي برخورد نمودند در ميان دو سنگ حجاري شده پي مذكور دو لوح طلا و نقره قرار داشت , خوشبختانه دوشي‌اي نفيس فوق بر خلاف اشياء نفيس مكشوفه درسال 1299 از ايران خارج نشد بلكه لوحه‌ي نقره به وسيله‌ي يابندگان آنها به دولت ايران اهداء شد و لوح طلايي نيز از طرف دولت ايران خريداري و تحويل موزه‌ي ايران باستان گرديد

هرتسفلد بعد از شنيدن كشف دو لوحه‌ي نفيس خود به همدان مسافرت نموده و از محل كشف اشياء مذكور بازديد به عمل آورد هر چند محل دقيق كشف آثار مذكور در گزارش هرتسفلد مطرح نگرديده است اما همين قدر قابل توجه و درخور اهميت است كه الواح مذكور در ضمن خاكبرداري غيرعلمي از تپه‌ي هگمتانه كشف شده است هر دو لوح مذكور داراي يك متن مشترك به شرح زير ميباشد :

داراشاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه ممالك ، پسرگشتاسب هخامنشي ، داراشاه ميفرماييد : اين است مملكتي كه من دارم ، ازسكاها كه پشت سغد هستند گرفته تا گوش و از هندوها تا سپرو كه اورمزد به من بخشيده كه بزرگترين يزدان است ، من و نيز خاندانم را اورمزد پاس دارد

در سال 1344 ه . ش , ردايسون نيز از تپه‌ي هگمتانه بازديد مينمايد , وي گزارش نتايج بررسي خود را به صورت مختصر و به شرح زير چاپ مينمايد : كار ديگر ما در همدان نقشهبرداري و طراحي قسمتهايي در طول خيابان اكباتان بود ، جاده‌ي جديدي به عمق 20 فوت در دل تپه كه حاوي ارگ مادي و هخامنشي است , كنده شده است ديوار خارجي و دفاعي كه از آجر است از طريق عكس هوايي قابل رويت است خيابان جديد در قسمت پايينتر ديوار مذكور و در قسمت بالاتر , سطح صخره را بريده است شيب طبيعي صخره به طرف دشت جهت ايجاد ديوارهها و ساير ابنيه‌ي تسطيح شده برش داده شده و دوره‌ي اول ايجاد بنا را در روي صخره با مصالح خشت نشان ميدهد كه داراي اندازههاي 13× 35×32 سانتيمتر است ملاط آنها به رنگ صورتي و به ضخامت پنج سانتيمتر است ارتفاع اين قسمت بنا 5/2 متر است سطح اين دوره , بعدا توسط يك لايه‌ي سوخته مملو از قلوهسنگهاي ريز پوشانده شده است در قسمت فوقاني ، ديوارهاي ديگري با خشتهايي خاكستري با اندازه‌ي 11×37×37 سانتيمتر و بدون ملاط بازسازي شده است در بعضي از قسمتها , فاصلههاي از خرابي و ساييدگي مابين دو قسمت ساختماني مشاهده ميشود و دوره‌ي دوم در قسمتهايي تا 3 متر ارتفاع هنوز باقي مانده است بعد از بررسي نظريات دانشمندان شرقي و غربي و مطالعه‌ي مختصر اشياء مكشوفه نگاهي به نظريه‌ي هلوشاي باستانشناس آلماني در رابطه‌ي با تپه‌ي هگمتانه مياندازيم از اكباتان قديمي در همدان امروزي كه پايتخت ماد و بعدا پايتخت تابستاني هخامنشيان بوده و شكوه و ثروت آن را هردودت و پليبيوس توصيف كردهاند فقط اكنون آثار كمي باقي مانده است يك بنا عظيم خشتي توپر كه شكل چهارگوش آن را فلاندين و كوست دركتابشان , عنوان قصر قديمي در عكس توانسته نشان بدهند هنوز قابل رويت است براي اين كه بناي مذكور هنگام احداث خيابان جديد اكباتان به وسيله يك گودال بزرگ بريده شده است درجبهه‌ي شمالي ارتفاع آن به 12 متر ميرسد در يكي از گودالهاي كه در داخل اين بنا توپر به وجود آمده ميتوان تشخيص داد كه بنا مذكور بر روي خاك بكر قرار نداشته ، بلكه در زير از بناهاي كه با مصالح خشتي به اندازه‌ي 13×5/36×5/36 سانتيمتر است , ساخته شده است اين خشتها كمي بزرگتر از خشتهاي تختجمشيد است شايد خشتهاي اخير از بناهاي متعلق به دوره‌ي ماد باشد طبقات فوقاني كه در برش تپه در خيابان اكباتان قابل رويت هستند , داراي خشتهاي به اندازه‌ي بزرگتر به ابعاد 12×41×41 سانتيمتر ميباشد كه به خشتهاي ديوارههاي طاق بستان شباهت دارد